جهت کسب بهترین نتیجه بصورت زیر عمل نمایید : 

  • فایل صوتی را از این بخش دانلود نمایید. 
  • این فایل حاوی یک دیالوگ کوتاه به همراه توضیحات گوینده می باشد. متن دیالوگ به همراه توضیح لغات جدید را در پایین صفحه ملاحظه نمایید.
  • یکبار فایل صوتی را پخش نموده و همزمان با آن دیالوگ پایین صفحه را ببینید. اگر لغتی را متوجه نمی شوید آنرا در فرهنگ لغت جستجو نمایید.
  • فایل صوتی را در تلفن همراه یا MP3 Player کپی نموده و بصورت روزانه به آن گوش دهید. سعی کنید این فایل را حداقل چهار بار در روز و یک هفته متوالی (حداقل 28 بار) گوش نمایید.
  • با این روش لغات و جملات کلیدی ملکه ذهن شما خواهد شد.

توجه 1: پس از اتمام دیالوگ، گوینده مفهوم جملات را به انگلیسی بیان نموده و برای هر عبارت مثالهای متنوعی ذکر می کند. در این بخش لازم نیست تا معنی تک تک جملات را بدانید و درک مفهوم کلی سخنان گوینده کافیست.

توجه 2: به یاد داشته باشید که برنامه ریزی و تکرار ، کلید موفقیت شما در آموختن زبان انگلیسی می باشد، بنابراین سعی کنید تا در زمانهای مشخص به فایلهای صوتی گوش دهید.

 

دانلود فایل صوتی ...

 


 متن مکالمه :

 

Oksana: Vicky, have you met Naomi before?

ويکي ... آيا قبلا نامي را ديده اي؟


Vicky: Of course! In fact, we're study partners!

البته، ما با هم مطالعه مي کنيم


Naomi: That's right! So, Vicky, how did you do on your history test?

درسته! ويکي، آزمون تاريخ رو چطور گذراندي؟


Vicky: Well, if I had studied harder, I would have done better, that's for sure!

خب، اگه سخت تر مطالعه مي کردم، آزمون را بهتر مي گذراندم. مطمئنا!


Naomi: Yeah, it definitely was a tough test.

آره، واقعا آزمون سختي بود.


Vicky: Hey, do you both have some time now? Maybe we can go grab a cup of coffee?

آيا هردوي شما وقت داريد؟ شايد بتوانيم بريم و يک فنجان قهوه بگيريم.


Naomi: I'd love to, but I actually have to go to work now.

خيلي دلم مي خواد، ولي من واقعا بايد برم سر کار.


Vicky: Where do you work, Naomi?

کجا کار مي کني، ‌نامي؟


Naomi: I work at the bookstore, you know the one on the corner of Fifth and San Carlos?

من در کتاب فروشي کار مي کنم، هماني که در گوشه خيابان پنجم و سان کارلوس است.


Vicky: Oh, sure I do, I had worked there before they opened that ice cream store nearby… I switched jobs after that!

البته، مي دانم. من قبل از آنکه نزديک آن مغازه بستني باز کنند، آنجا کار مي کردم. من بعد از آن شغلم را عوض کردم!


Oksana: Do you mean to the ice cream shop?

منظورت اينه که در مغازه بستني فروشي کار کردي؟


Vicky: Of course! Where else? Now I can get all the free ice cream in any flavor I want! Actually, that's where I met Marco!

البته، کجا ديگه؟ حالا مي توانم هر بستني با هر طعمي که بخواهم بگيرم! در واقع آنجا بود که مارکو را ديدم


Naomi and Oksana: Marco?!!!

مارکو؟!